ازتو ای مهربان می خواهم
ازتوای مهربان،ای توانا می خواهم امروز که پسرم به خانه برگشت قدمهایش استوارتر از دیروز باشد.
پسرم رابینا به تو سپردم ،به او بیاموزید زیبائیها را با زیبابین وزشتیها رابا دوربین بنگرد .
اودستانش کوچک است .به او بیاموزید می تواند کارهای بزرگ باهمان دستان کوچک انجام دهد.
او شنیدن می داند به خوب گوش دادن بیاموزید بی شک نوای خوش تو به گوش جانش خواهد رسید .
اورا تنها فرستادم .به او رسم با دیگران بودن را بیاموزید.
قهرمانی برایش آرزوست .به او بیاموزید شجاعت ودلیری از نامردمی جداست.
او محبوب من است .به او بیاموزیدشیوه ی حبیب بودن را.
خندیدن رادوست دارد.بادیگران خندیدن رانیز به او بیاموزید.
نگذاشتم اورابرسر قبری برند.به او بیاموزید کینه ورزی ساختن قبرستانی بزرگ در دل بهشتی اش خواهد بود.
اوشیرینی رابسیار دوست می دارد.جایگاه تلخی رابه او بشناسانید تا بداند تلخیهارامرکز زندگی جایی نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۷:۱۷ ب.ظ توسط بی نام
|