صلح واقعی
روزی پادشاهی اعلام کرد
به کسی که بهترین نقاشی صلح و دوستی را بکشد،
جایزهای بزرگ خواهد داد.
هنرمندان زیادی نقاشی هایشان را برای پادشاه فرستادند
پادشاه به تمام نقاشی ها نگاه کرد،
ولی فقط به دو تا از نقاشی ها علاقه مند شد.
در نقاشی اول، دریاچهای آرام با کوههای صاف و بلند بود
همه گفتند: «بهترین نقاشی صلح است.»
در نقاشی دوم هم کوه بود، ولی کوهی ناهموار و خشن،
در بالای کوه هم آسمانی خشمگین و رعد و برق میزد
و باران تندی میبارید و در پایین کوه
آبشاری با آبی خروشان کشیده شده بود.
وقتی پادشاه از نزدیک به نقاشی نگاه کرد،
دید که پشت آبشار روی سنگ ترک برداشته،
بوتهای روییده و روی بوته هم پرندهای لانهای ساخته
و روی تخمهایش آرام نشسته است،
پادشاه نقاشی دوم را انتخاب کرد.
همه اعتراض کردند، ولی پادشاه گفت:
«صلح در جایی که مشکل و سختی نیست، معنی ندارد.
صلح واقعی وقتی است که
قلب شما با وجود همه مشکلات، آرام و مطمئن است؛
این معنی واقعی صلح ودوستی است.»
به کسی که بهترین نقاشی صلح و دوستی را بکشد،
جایزهای بزرگ خواهد داد.
هنرمندان زیادی نقاشی هایشان را برای پادشاه فرستادند
پادشاه به تمام نقاشی ها نگاه کرد،
ولی فقط به دو تا از نقاشی ها علاقه مند شد.
در نقاشی اول، دریاچهای آرام با کوههای صاف و بلند بود
همه گفتند: «بهترین نقاشی صلح است.»
در نقاشی دوم هم کوه بود، ولی کوهی ناهموار و خشن،
در بالای کوه هم آسمانی خشمگین و رعد و برق میزد
و باران تندی میبارید و در پایین کوه
آبشاری با آبی خروشان کشیده شده بود.
وقتی پادشاه از نزدیک به نقاشی نگاه کرد،
دید که پشت آبشار روی سنگ ترک برداشته،
بوتهای روییده و روی بوته هم پرندهای لانهای ساخته
و روی تخمهایش آرام نشسته است،
پادشاه نقاشی دوم را انتخاب کرد.
همه اعتراض کردند، ولی پادشاه گفت:
«صلح در جایی که مشکل و سختی نیست، معنی ندارد.
صلح واقعی وقتی است که
قلب شما با وجود همه مشکلات، آرام و مطمئن است؛
این معنی واقعی صلح ودوستی است.»
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۳:۲ ب.ظ توسط بی نام
|