دختر کوچولوی من ُ،تو نمی توانی همه ی این ستاره های دریایی را نجات بدهی،آنهاخیلی زیاد هستند .دخترک لبخندی زد وگفت :می دانم ولی این یکی راکه می توانم نجات بدهم ویک

ستاره ی دریایی را به دریا انداخت واین یکی وبه دریا انداخت واین یکی راو....

دوست من :من وتو در هر سمتی که باشیم  معلمیم  .معلمی که اگر نتواند

همه را ،می تواند یکی یکی این ستاره های قشنگ آسمان  انسانیت را نجات دهیم  .مبادا دستان کوچک آنان در اقیانوس پر تلاطم  در انتظار

یاری ما کم کم  ناپدید شوند وماهنوز در پیچ وخم  چه باید کرد و ازمن کاری

ساخته نیست و ....خود را سرگرم  سازیم ووقت را سپری کنیم  که این

از انسانیت به دور است چه رسد به اهداف والای معلمی .