تعلیم و تربیت دینی دانش آموزان
هدف از تربیت دینی، حضور قرآن و سیره معصومین(ع) در متن زندگی دانش آموزان است. ما با تعلیم مسائل دینی و با روش های مطلوب و خاص می توانیم در دانش آموزان درك و شعور دینی ایجاد كنیم. اگر تلاش همه ما بر این باشد كه از طریق روح حاكم بر تمامی برنامه های رسمی و غیررسمی (فوق برنامه و مكمل) تربیت، تزكیه و تأدیب صورت گیرد و مفاهیم نظری به صورت «رفتار دینی» درآید، می توانیم ادعا كنیم كه تربیت دینی تا حد زیادی تحقق پیدا كرده است. آنچه با توجه به مقتضیات زمان در تربیت دینی باید مدنظر قرار گیرد، اصلاحات در روش های تربیت دینی است. مدیریت مراكز آموزش و پرورش ما با توجه به تفاوت های فردی در دانش آموزان، اصل زیبایی شناسی و ابزار هنر را بویژه در غنی سازی، اوقات فراغت و فوق برنامه باید لحاظ كنند و در این مسیر عمدتاً به مراحل رشد كودكان و نوجوانان در گروه های سنی پیش از دبستان، دوره دبستان و دوره راهنمایی توجه داشته باشند و همچنین باید به اهمیت نقش خانواده در ایجاد معنویت و تربیت دینی كودكان توجه جدی شود و با ایجاد راهكارهای مختلف در خانواده ها زمینه رشد معنوی و تربیت دینی كودكان را فراهم كرد.
● یكپارچگی آموزش و پرورش و تربیت دینی كودكانوحدت نداشتن در بینش و منش و همچنین وحدت نداشتن در هدف و خط مشی، از عوامل مهم آسیب شناسی تربیت دینی در جامعه ما به شمار می آید. فضا و تربیت دینی بین مراكز متولی تربیت دینی مثل رسانه ها، نهادهای فرهنگی و هنری در جامعه موجب تضاد تربیت و سرگردانی نسل جوان ما در جامعه شده است. اگر یكپارچگی به مفهوم واقعی كلمه در ساختار و تشكیلات، با رویكرد تلفیق فعالیت های آموزش و پرورش شكل منسجم خود را پیدا نكند، قطعاً آسیب پذیری نسل جوان ما در آینده بیشتر از گذشته خواهد بود.در همین مسیر باید به جاذبه های دینی با توجه به استعداد جامعه و جایگاه دین در عرصه بین المللی و بحث جهانی شدن توجهی دقیق و زیركانه داشت. اگر بحث تربیت دینی بر این مبنا باشد كه دین به مفهوم جوهر زندگی تلقی شود، آنگاه لزوم آگاهی نسبت به اهمیت، ضرورت، فواید و نسبت دین با دیگر حوزه های معرفتی مشخص خواهد شد. در دنیای كنونی توسعه و ایجاد مدارس به مفهوم امروزی، گسترش سریع فناوری و ارتباطات، صنعتی شدن جوامع و نیازهای متنوع عصر انفجار دانش، دایره تأثیرگذاری عوامل مختلف را بر افكار و اندیشه های دانش آموزان گسترده تر از گذشته كرده است. بنابراین سهم خانواده ها و حتی معلمان در تكوین شخصیت دانش آموزان، روزبه روز كمرنگ تر می شود. عوامل محیطی بویژه رسانه ها نقش عمده ای را برعهده دارند و به صورت شبانه روزی در تغییر اندیشه ها و افكار كودكان، نوجوانان و حتی بزرگسالان نقش تأثیرگذار و مهم خود را ایفا می كنند. آنچه مسلم است این كه هنوز مدارس ما به عنوان اصلی ترین كانون های تربیتی مورد توجه و برنامه ریزی دقیق و صریح قرار نگرفته اند. اگر نظام آموزش و پرورش ما بخواهد از مسیر آموزش های صرف به سمت تربیت دینی، اخلاقی و اجتماعی حركت كند لازم است بسیاری از اهداف و روش ها را تغییر دهد. در محیط های آموزشی باید به دانش آموز به تناسب علاقه و استعدادش آموزش داده شود. بحث محوریت كتاب حذف شود و به جای تكیه بر محفوظات، روش كسب اطلاعات و یادگیری خلاق محور كار باشد.ساختار و تشكیلات به گونه ای طراحی شود كه علاوه بر متولیان امور پرورشی در مدارس بحث تلفیق آموزش و پرورش و مشاركت همه عوامل دست اندركار در تربیت دینی به دست فراموشی سپرده نشود. در غیر این صورت اگر شرایط مذكور در مدارس ما حاكم نباشد، به هدف مطلوب در تربیت دینی دانش آموزان دست نخواهیم یافت.