تنبلها را متهم نكنيم !
علميترين و درستترين روش براي چيدمان دانشآموزان در يك كلاس اين است كه بچهها را با توانمنديهاي متفاوت كنار هم روي نيمكتها بنشانيم. در چنين مواقعي هم دانشآموز به اصطلاح «زرنگ» خواهيم داشت و هم دانشآموز به اصطلاح «تنبل». بماند كه هم اكنون كم نيستند مدارسي كه قبل از ثبتنام بچهها در شروع سال تحصيلي آنان را براساس نمره و معدل و آزمون دستهبندي ميكنند و به اصطلاح خود گلچين. البته زماني كه بچهها را به صورت تصادفي در يك كلاس جاي ميدهيم بايد بدانيم كه شيوه تدريس معلم به گونهاي باشد كه با توانمنديهاي مختلف بچهها همخواني داشته باشد.
در اغلب مدارس ما وقتي دانشآموزي نمره كمتر از حد انتظار ميگيرد، كمتر پيش مي آيد كه عوامل دخيل در آن بررسي شود، عوامل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، خانوادگي و بسياري از موارد ديگر كنار هم جمع ميشود تا دانشآموزي نمرهاي را كسب كند. از طرفي هم اين امر اغلب مورد غفلت قرار ميگيرد كه اگر دانشآموزي نمره كمتر از حد انتظار ميگيرد ممكن است توانايي او كمتر از آن بوده ولي با تلاش و پشتكار خود آن را به دست آورده، در چنين مواقعي اغلب نهتنها او را به خاطر تلاشاش تشويق نميكنيم، بلكه او را مورد سرزنش قرار ميدهيم كه چرا خواسته ما را برآورده نكرده است و در بيشتر مواقع به راحتي او را «تنبل» خطاب ميكنيم. در حالي كه واژه «تنبل» واژهاي است كه در فرآيند ياددهي و يادگيري جايي ندارد، ولي معلم، پدر و مادر و همكلاسي به راحتي آن را به كار ميبرند.
به گفته دكتر «عليرضا شريفي» عضو پژوهشگاه تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش هر كودكي كه تحصيل ميكند محصول ظرفيتهاي دروني، شرايط بيروني، ويژگيهاي ژنتيكي و بسياري از متغيرهاي اثرگذار ديگر است و اينكه آيا آيندهاي براي درس خواندن در او ايجاد شده يا نه و آيا امكانات لازم در اختيار او قرار گرفته است ياخير.
جداي از شرايطي كه از سوي خانواده براي دانشآموز بايد فراهم شود، مدرسه و جامعه نيز شرايط لازم را بايد مهيا كنند. اگر به شرايط روحي و رواني و امنيت خاطر كودك در خانواده توجه ميشود و والدين او را با
طيب خاطر راهي كلاس درس ميكنند، بايد شرايط لازم گرد آمده در خانواده از سوي اولياي مدرسه و معلم توانمند به نوعي تكميل شود.در غير اين صورت افت تحصيلي دانشآموزان دور از انتظار نخواهد بود.
يكي از مهمترين و اثرگذارترين مؤلفهها در امر آموزش و پرورش كودكان در نظام آموزشي، معلم است. دكتر شريفي ميگويد: «پژوهشها نشان ميدهد توانمندي يا ناتواني معلمان اثر مستقيم روي يادگيري بچهها دارد. اين موضوع هم كه شيوه تدريس معلم در كلاس چگونه بايد باشد اهميت دارد. اگر او فقط متكلم وحده باشد امكان اين كه افت تحصيلي افزايش يابد، بيشتر است ولي اگر معلم روشهاي گوناگون را آموخته و به كارگيرد پژوهشها نشان ميدهد بازده بچهها به تبع آن افزايش مييابد.»
علاوه بر اينها برپايه تحقيقات علمي ثبات معلم در يك پايه تحصيلي به طور متوالي در چند سال و تدريس در كلاسي كه دانشآموزان از توانمنديهاي مختلف برخوردارند و همين طور معلماني كه رشته تحصيلي آنها مرتبط با تعليم و تربيت بچههاست، موجب ميشود آنها بتوانند در مواجهه با دانشآموزاني كه توانايي كمتري در يادگيري دارند موفق عمل كنند. به نوعي در چنين فضايي دانشآموز نيز اعتماد به نفس و عزت نفس از دست رفته خود را بازمييابد.
بنابراين اگر با دانشآموزي چه در محيط خانه و چه در محيط مدرسه و جامعه روبهرو ميشويم كه با انتظارات ما در فرآيند ياددهي و يادگيري فاصله دارد و در باره او واژه نادرست «تنبل» را به كار ميبريم، حتي در پارهاي از مواقع اين كاستي او را باور ميكنيم، بايد بدانيم كه بازده آموزش او معلول شرايط دروني و بيروني خانه، مدرسه و جامعه است كه در آن متغيرها و مؤلفههاي بيشماري نقش دارند. نحوه آموزش، برخورد، رفتار و ارزشيابي بچهها از معدود متغيرهايي است كه ميتوان مورد توجه قرار داد.
بنابراين قبل از اين كه كودكي را ناتوان در آموزش و پرورش خطاب كنيم و با به كار بردن الفاظ ناصحيح عزت نفس او را خدشهدار كنيم بايد ببينيم آيا شرايط و امكانات مورد نياز او را فراهم كردهايم يا نه.
به نقل از روزنامه ایران 13/۱۱/1388
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۸ ب.ظ توسط بی نام
|