کسی بی خبر آمد **

مرا دست خودم داد **

کسی مثل خودم غم کسی مثل خودم شاد**

کسی مثل پرستو در اندیشه ی پرواز**

کسی بسته و آزاد اسیر قفسی باز **

کسی خنده کسی غم کسی شادی و ماتم**

کسی ساده کسی صاف کسی درهم و برهم**

کسی پر ز ترانه کسی مثل خودم لال**

کسی سرخ و رسیده کسی سبز و کسی کال**

کسی مثل تو ای دوست مرا یک شبه رویاند**

کسی مرثیه آورد برای دل من خواند**

من از خواب پریدم شدم یک غزل زرد**

و یک شاعر غمگین مرا زمزمه می کرد .**

یه روز دلم خسته شد و بارشو بست و رفت سفر**

بود و نبودشو گذاشت شبونه  رفت تو بی خبر**

چاره نداشت باید می رفت دور میشد از بلای عشق**

زندگیشو نجات میداد از تب ماجرای عشق**

هیچی از سفر نمی دونست از رنج راه خبر نداشت**

یه حالت غریبی داشت پا که توی جاده میزاشت **

بارون تندی اومد و ستاره هاشو شست وبرد**

باد اومد و زوزه کشون ارزوشو به خاک سپرد**

موج اومدو امیدشو کوبید به سخره های سخت**

عطش سپرد یقینشو به وهم سوخته ی درخت**

خاطره هاشو مه گرفت ساعقه زد خیالشو**

سنگ قضا به خون کشید باور سبز بالشو**

هر جا که رفت جفا کشید هر چی خطر به جون خرید**

تنهایی و دربه دری امون تفلک و برید **

با این همه دوست داشت بره اما چرا نمی دونست **

شتاب می کرد زود برسه اما کجا نمی دونست **

تا اینکه بعد چند سالی یه روز که سر زد سپیده **

انگار دلش گواهی داد که این سفر سر رسیده **

شب مونده بود پشت سرش  آفتاب شادی روبروش**

انگار دیگه رسیده بود به سر زمین آرزوش**

بعد یه عمر آوارگی احساس می کرد آروم شده**

دوره ی غم سر رسیده در به دریش تموم شده **

خوب که نگاه کرد یکه خورد فکر کرد داره خواب می بینه **

چند بار که چشماشو مالید دید که آره قسمت اینه **

دید که بعد از اون همه عمر با یه تن زخم و کبود**

برگشته جای اولش برگشته اونجایی که بود**

من ایمان دارم که اگر چشم ستاره ها به تو بیفتد**

تا ابد ساکن زمین خواهند شد  ایمان دارم **

اگر می شد صدا را دید چه گلهای قشنگی می شد از باغ صدایت چید**

اگر می شد صدا را دید **