علل ترس از مدرسه
ترس یا امتناع از رفتن به مدرسه بیش از آنکه علت شخصیتى و عاطفى داشته باشد، ناشى از یادگیرى است. مادر یا پدرى که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکتههاى منفى از محرکها و مکانهایى مثل مدرسه یا درس خواندن مىدهند، وقتى تجربههاى منفى توام با وحشت و ترس و اضطراب خود را از دوران تحصیل و مدرسه ، تنبیه و توبیخها به بچهها انتقال مىدهند و از آنها مىخواهند که مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه ، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنها مىکارند.
البته وابستگى بیش از حد به پدر و مادر و ترس از جدا شدن از آنها براى رفتن به مدرسه ممکن است علل دیگرى هم داشته باشد. والدینى که یکى از کودکان خود را در نتیجه بسیارى و یا عوامل دیگر از دست مىدهند، حساسیت خود را در مراقبت و نگهدارى از کودکان دیگر بیشتر مىکنند و همین باعث مىشود که کودکان ناخودآگاه اضطراب ناشى از جدایى از پدر و مادر را تجربه کنند. این ترس غیرمنطقى از جدایى و رفتن به مدرسه در هر سنى و در بین دختران و پسران دیده مىشود و در بین خانوادههایى که کودکان با فاصلههاى زیاد از یکدیگر متولد مىشوند بیشتر است.